«فرخنده»ها را، «ما»، میکشیم!
بررسی عوامل گرایش به خشونت در جامعه
حسین رهیاب (بلخی)
تاریخ زندگی انسان به عنوان تجربه او میتواند بسیار آموزنده باشد. زیرا وقایع و حوادث تاریخی دلایل و عواملی دارد که بیشتر از گرایشها و تفکرات حاکم در جامعه ریشه میگیرد. جامعه سیال است و تحرک زیادی دارد. عوامل مختلف میتواند در جامعه به صورت خاموش عمل کرده و شرایط را تغییر بدهند بدون این که کسی متوجه شود. رفتار افراد در یک جامعه نمیتواند به دور از مسایل آن جامعه باشد و خشونت بدون شک ریشه در مشکلات فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه دارد. دلیل خشونت لزوماً نمیتواند مسایلی باشد که بعد از انجام یک حادثه مطرح میشود، دلیل خشونت بیش از آن که روشن باشد و آدمها آگاهانه مرتکب آن شوند، خاموش است و انسانها در مواردی ناآگاهانه دست به خشونت میزنند. و شاید در جریان کشتهشدن فرخنده نیز این لایهها دخالت زیادی داشته باشد.
با وجود تکرار حوادث و وقایع به شدت خشونتبار در جهان متمدن ما، به صراحت میتوان گفت که واقعه کشتهشدن فرخنده یکی از تلخترین و عجیبترین حوادثی است که در طی سالهای اخیر شاهد آن بودهایم. زیرا این عمل جنونآمیز نه توسط دشمن و در سرزمین بیگانه که در میان خودیها انجام شده است. به همین دلیل بررسی این واقعه میتواند یکی از مسایل ضروری جامعه باشد تا با دریافت و فهم دلایل این نوع رفتارها شاید بتوانیم نقش کوچکی در آگاهی جامعه داشته باشیم.
خشونت از ديدگاه روانشناسى يعنى ناتوانى در كنترل خشم و در كلىترين مفهوم آن، حالتى است كه فرد از نظر جسمى و روانى در حد تعادل قرار ندارد. بنابراين، تعادل عامل اصلى ضد خشونت و عامل سلامت است در نگاه گروه ديگر خشم، واكنش هيجانى به منظور برقرارى تعادل است و از قوه همواستازيس انسان نشأت مىگيرد. بر اين اساس خشم نه مخرب خواهد بود و نه سازنده.1