۱۳۹۴ فروردین ۴, سه‌شنبه

به آتش کشیدن «فرخنده» رویداد دلخراش و هولناک در تاریخ افغانستان





به آتش کشیدن «فرخنده» رویداد دلخراش و هولناک در تاریخ افغانستان

فرخنده؛ لحظاتي قبل از سوزانده شدن
فرخنده؛ لحظاتي قبل از سوزانده شدن
ددمنشان درکابل باردیگر ترکیب کامل از داعشیت وطالبانیت را باکشتن یک زن بی پناه وسپس به آتش کشیدن جسد او، به نمایش گذاشت.
فرخنده، قربانی جهل، تعصب و احساسات یکتعداد انسان سنگدل و داعش اندیش گردید. کابل بار دیگر نتوانست خصومت وخشونت دیرینه اش را بازن فرونگه دارد، کابل شهری است که درآن زنان بی شمار مورد تجاوز قرار گرفت، دربرهه ی ازتاریخ، زن درکابل درحصار «برقع» درآمد و وادار گردید که در درون خانه بماند، درخانه زندگی کند درخانه بزاید ودرخانه بمیرد، زنان بسیاری درکابل سربریده شد، بی شمار زنان دربازار کابل بعنوان برده وکنیز، عرضه گردید.

به آتش کشیدن «فرخنده» رویداد دلخراش و هولناک در تاریخ افغانستان



به آتش کشیدن «فرخنده» رویداد دلخراش و هولناک در تاریخ افغانستان


فرخنده؛ لحظاتي قبل از سوزانده شدن
ددمنشان درکابل باردیگر ترکیب کامل از داعشیت وطالبانیت را باکشتن یک زن بی پناه وسپس به آتش کشیدن جسد او، به نمایش گذاشت.
فرخنده، قربانی جهل، تعصب و احساسات یکتعداد انسان سنگدل و داعش اندیش گردید. کابل بار دیگر نتوانست خصومت وخشونت دیرینه اش را بازن فرونگه دارد، کابل شهری است که درآن زنان بی شمار مورد تجاوز قرار گرفت، دربرهه ی ازتاریخ، زن درکابل درحصار «برقع» درآمد و وادار گردید که در درون خانه بماند، درخانه زندگی کند درخانه بزاید ودرخانه بمیرد، زنان بسیاری درکابل سربریده شد، بی شمار زنان دربازار کابل بعنوان برده وکنیز، عرضه گردید.
اما فاجعه ی دلخراش وتکاندهنده ی اخیر که درآن فرخنده طعمه شد وقربانی گردید واستخوان های بدنش در زیرچکمه های جهل و تعصب و خرافات شکست و درآتش جهل سوخت و دود شد و درهوا رفت، صحنه ی بس تکاندهنده ی بود اماتکاندهنده تر از آن این بود که چنین فاجعه ای نه در دوران امارت طالبان ونه در (رقه) و (موصل) بلکه درکابل و در زمانی اتفاق می افتد که در آن سخن از حقوق زن، وحدت ملی ودموکراسی، سرزبانها است. فرخنده درمکانی قربانی شد که درآن مرکز کمیسیون مستقل حقوق بشر فعال است، پارلمان وجود دارد وهمگان سخن از قانون وقانونمداری می زنند. اما درآن لحظه ی که فرخنده باصورت پرازخون وموهای پریشان درمیان انبوه از داعش صفتان، آخرین نفسهایش را می کشید، کمسیون مستقل حقوق بشر درکابل تعطیل بود، پارلمانی وجود نداشت دیگر کسی درآن لحظه ازقانون سخن نمی راند حتی پولیس که اعمال کننده ی آتوریته ی مشروع وحامی قانون وحافظ جان مردم است، درآن لحظ تنها نظاره گر جان دادن فرخنده در زیرضربات ددمنشان داعش صفت بود. فرخنده قربانی شد واستخوانهای شکسته اش روی شانه های زنان کابل بدرقه گردید اما خاطره ی دلخراش وغمگینش همواره در اذهان باقی خواهد ماند

.11072913_10152600236167693_827507225390473779_n
فاجعه ی تکاندهنده ی فرخنده، چهره ی عریان فضای فکری وفرهنگی افغانستان را بصورت روشن به نمایش گذاشت که تنها مفاهیم کلیشه ی ودهن پرکنی چون، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و حقوق زن وارزشهای انسانی وسکولاریزم  ولاس زدن باچنین سوژه های، تنها پوشاندن چهره ی ددمنشانه درزیر لفافه ی چنین واژه ها بوده است. اگر دولت وحدت ملی به دولت ناکار آمد مبدل می گردد وپارلمان جایی برای تفریح و به بحث گرفتن مسایل شخصی می شود واز همه وحشتناک تر، اندیشدن و عقلانیت و خرد، مهر تایید می شود برجهل و خرافات وتعصب، جایی تعجب برای وقوع چنین فاجعه های وحشتناک باقی نمی گذارد.

۱۳۹۴ فروردین ۲, یکشنبه

رازهای خانوادهءاشرف غنی، که هرگز راز نماند





رازهای خانوادهءاشرفغنی، که هرگز راز نماند

ثریا بهاء
دربیشترینه نمایشنامه های شکسپیر یک جاسوس، یک اهریمن، آفرینشگرتراژیدی های وحشتناکیدر دربارشاهان بوده و بهای سنگین آنرا مردم بیگناه پرداخته اند.
از دربار سده۱۶شکسپیر به دربار سده۲۱حامد کرزی عبورمی کنیم و اینجا قیوم کرزی، برادر رئیس جمهور به عنوان برنامه ساز ومغز متفکر رژیم کرزی وعضو فعال ومخفی ماقیای اقتصادی، در دههءگذشته سرنوشت مردم را به بازی گرفت.  و چه بیرحمانه در سرزمین نفرین شدهءما تاریکی ها و زشتی های تاریخ بار بار تکرارمی شوند. دراین روزهای سرنوشت سازتاریخ، قیوم دیگری ازتبار کوچی که ازسوی(مردم کوچی به رسمیت شناخته نشده است) از کالیفورنیای شمالی با یک چمدان کوچک با رویای شیرین وزرات خارجه و غصب ملکیت های خانوادکی درسایهء برادرزادهء خود دومین مغز متفکر جهان، برای تاراج هستی مردم وارد کشور می شود.
درعجب نباشید اگر اندکی از گذشتهء ننگین قیوم کوچی چیزی بگویم و سپس به افشای
یک تقلب دیگر اشرف غنی احمدزی که تاکنون راز پلید آن برمردم و رسانه ها کتمان
مانده است، بپردازم.
اشرف غنی احمدزی در سال( ۱۹۴۹میلادی) در ولایت لوگردر یک خانواده فیودال به دنیا آمده است. درزمان حکومت حکومت ظاهر شاه جهت ادامهء تحصیل به لبنان رفت و شیفته اندیشهء مارکیستی گردید. هنکام اشغال کمونیست ها کوچکترین فعالیتی برای آزادی کشور نکرد بلکه به گونهء مخفی  از حکومت کمونسیتی حمایت کرد و درجرگه های قبایلی با شف لنگی در کنار داکتر نحیب ایستاد.
اشرف غنی هنگام حکومت طالبان یکی از حامیان معنوی آنها بوده وهمواره در صحبت هایش این رژیم را یک حکومت مردمی معرفی می کرد. اشرف غنی احمدزی از زمان آمدن کرزی تا ختم دورۀ اول ریاست جمهوری او، با حمایت بعضی حلقات نیوکان و سازمان ملل متحد در کنار کرزی به عنوان وزیرمالیه اجرای وظیفه کرد، اما در اثر ناپدید شدن صد ملیون دالر کمک بانک انکشاف آسیایی ناگزیر به ترک وظیفه گردید و برای تفربه اندازی زبانی و پیشبرد آجندای قومی خود وارد دانشگاه  کابل شد.  احمدزی پس از سپری کردن یک دورهء ناکام دیگرکه ناشی از بیماری جسمی و عصبانیت فطری وی است، دانشگاه کابل را ترک کرد و با کرزی وارد یک معامله سیاسی برای جا نشین شدن اوگردید.
اشرف غنی پسر شاه جان احمدزی است، که پدرش زمانی رئیس ترانسپورت عمومی ( یکی از مقام های بلند حکومتی ) مقررشد، که درطول دورۀ کاری اش، از ریاست ترانسپورت رشوه ستانی و سوء استفاده های زیادی نمود و پدر داکتر نجیب الله احمدزی را که آدم بیسوادی بود، مدیر ترانسپورت مقرر کرد. هردو در رشوه ستانی و تعصبات قومی ولسانی یار و شریک همدیگر بودند. یکی از برادرانش به نام قیوم کوچی می باشد.
کوچی در وزارت خارجه کار می کرد، وزارت خارجه به چند مترجم زبان روسی نیاز داشت وبرای وی یک بورس تحصیلی در رشتهء زبان روسی به اتحاد شوروی دادند، آقای قیوم کوچی در مدت فراگیری زبان روسی عضویت سازمان جاسوسی  (کا جی بی ) را حاصل کرد وبه مدال سرخ لنینی مفتخر گردید.  پس از گرفتن دپلوم سرخ به افغانستان برکشت و دوباره از سوی عارف خان که سفیر ماسکو بود در سفارت شوروی به عنوان دپلومات فراخوانده شد. نه سال در ماسکو مصروف وظایف مخفی و علنی بود. قیوم کوچی پس از کودتای هفت ثور به کابل برگشت، و چون هنگامی که درسفارت افغانستان در ماسکو کار می کرد، با محمود بریالی برادر ببرک کارمل برخورد زشت کرده بود، راهی زندان شد. هنگامی که نجیب به ریاست خاد رسید، چون با اشرف غنی و قیوم کوچی روابط بسیار دوستانه ونزدیک سیاسی وخانوادگی  داشت، قیوم کوچی را از زندان رها کرد و اشرف
غنی احمدزی را  در جرگه های قبیله یی درکنارش نگهداشت. داکترنجیب،  قیوم کوچی
را سکرتر اول سفارت در بوداپست مقرر کرد. قیوم کوچی با سقوط حکومت کمونیستی به
امریکا آمد. هنگام حکومت طالبان در کالیفورنیای شمالی مهماندار و سخنگوی طالبان
بود. وی به قوم وقبیله گرایی افراطی و تعصب زبانی مشهوراست. خود اشرف غنی و برادرشحشمت غنی نیز این تعصب کور را از پدر به میراث برده اند. با همین تفکر قوم گرایانه اشرف غنی عموی سالخوردهءخود، قیوم کوچی را که بیشتر از هفتاد سال عمر دارد، سرو دستانش می لرزند و کدام دانش علمی و سیاسی هم ندارد به عنوان مشاور تقلبکاری خویش و وزیر خارحه فردای حکومت نامشروع خود به کابل فرا خواند تا باشد چون قیوم کرزی هستی مردم را به یغما برد .
افشای تقلب دیگر اشرف غنی احمدزی:
اشرف غنی احمدزی در یکی از بیانیه های انتخاباتی خود گفت،برادرم که آدم متعصب بود، وی را از برادری خود کشیدم و با اشاره به معاون دوم خودگفت: " اینه سرور دانش برادر منست" قهقه قهقه قهقه. اشرف غنی خواست با یک نشانه دو هدف را بزند، چون متهم به تعصب و تبارکرایی بود ، برای رد این اتهام ناگزیرشد یک هزاره را برادر خود بگوید و برادراصلی خود را که به حشمت الکهولیک مشهور است، از زندکی خود بیرونش کند و از وی انتقام بگیرد.
ماجرا در اینجا ختم نمی شود، بادهای تند وزیدن می گیرد وحقیقت از پشت ابرهای تیره نمایان می شود، بدینکونه: پدر بزرگ اشرف غنی که فرقه مشرعبدالغنی سرخابی نام داشت، در سروبی در حدود دو صد جریب زمین زراعتی با دهقانان وخانه و باغ داشت . پس از مرگ وی این زمین ها به فرزنداتش به میراث ماند، شاه جان احمدزی و قیوم کوچی احمدزی صاحب این میراث شدند، اما بین اشرف غنی احمدزی و برادرش حشمت
احمدزی  و دیگر واثان کشیدگی روی تقسیم زمین پیدا شد. هنگام انتخابات دور دوم که قیوم کوچی نیز آنجا حضور داشت، حشمت احمدزی برای اشرف غنی می گوید: حال وقت انتخابات است، اختلافات را کنار می گذاریم، صندوق های رأی سروبی را به خانه بیاور، توسط دهقانان خود پرش می کنیم. دور دوم انتخابات صندوقها را دهقانان و پسر بچه
های نوجوان از رأی تقلبی پر می کنند. صندوق ها به کمیسیون انتخابات برای شمارش می
رود. حشمت احمدزی از دهقانان خود هنکام پرکردن رأی تقلبی در صندوقها عکس و ودیو میگیرد و برای اشرف غنی احمدزی می گوید ، افزون از زمین ها  باید یک  وزارت هم به من بدهی، اشرف غنی قبول نمی کند وحشمت غنی ویدوکلیپ  پر کردن صندوق ها یا(چاق کردن گوسفندان )را به ستاد انتخاباتی عبدالله می دهد. تیم  داکتر عبدالله جریان تقلب را که دهقانان شتابزده ورق ها را مهر و تاپه می کردند، درتمام رسانه ها و  فیسبوک به نمایش
می گذاشتند، برای اثبات تقلب اشرف غنی .اشرف غنی که  از این خیانت برادر،  روسیاه و متقلب شناخته شد، ناگزیر در یکی از صحبت های خود گفت: برادرم که متعصب بود،  از برادری خود بیرونش کردم. و با اشاره به معاون دوم خود گفت: " اینه سرور دانش برادر منست" قهقه قهقه قهقه .

پایان

۱۳۹۳ اسفند ۲۹, جمعه

مهاجرین افغانستانی، گمنام ترین آواره گان قرن




مهاجرین افغان، گمنام ترین آواره گان قرن


10178118_10201120428411861_3555872302290650536_n

خورشید هرکسی چو شب آید فرو شود
خورشید من براید هرشب، نماز شام
این تنها انسان آواره است که نه فقط غربت واقعی را می فهمد که باهمه ی روح و اعصابش حس می کند. چه دشوار است تحمل وضعیت که در آن سکوت و فراموشی حکم فرما است و چه دشوارتر از آن که صدای هم اگر آواز می شود نه تنها درجهت آرامش و نجات که در مورد محکومیت بصورت ناآگاهانه بکار گرفته میشود.

۱۳۹۳ اسفند ۲۷, چهارشنبه


ادامه سکوت استراتژیک، تاخیر در آزادی گروگان هاست


- 


ادامه سکوت استراتژیک، تاخیر در آزادی گروگان هاستحدود پنجاه روز از گروگان گیری مسافران در ولایت زابل می گذرد اما هنوز معلوم نیست که آنان کی از بند ربایندگان آزاد می شوند. تاکنون راه های مختلف برای آزادی آن ها پیموده شده است؛ حکومت با پیش گرفتن سکوت استراتژیک و راه اندازی عملیات خاصِ نظامی تلاش کرد مسافران را از بند آزاد کند و جواب دندان شکنی برای هراس افگنان بدهد. در نتیجه اما با آن که گفته شد تعدادی زیادی از هراس افگنان در آن حمله­ی کوماندوها کشته شدند و تعدادی هم اسیر، خبری از آزادی مسافران به گوش نرسید.
درعین حال تلاش های دیگری نیز از سوی متنفذین قومی و بزرگان ولایت زابل به راه انداخته شد، و آنان در هماهنگی با بزرگان کشور نشست های را با گروگان گیرها انجام دادند. نشست های متنفذین اگرچه درعمل باعث آزادی مسافران نشده است، اما تاحدودی زیادی توانسته است(با پیدا کردن سرنخ) از کسانی که دست به گروگان گیری زده اند و نیز خواست ها و مطالبات که آن ها از دولت دارند، برای مردم معلومات پیدا کنند.
طبق صحبت های که مسئولین شورای ولایتی زابل در خیمه تحصن کنندگان با خانواده های مسافران گروگان گرفته شده داشتند، گفتند که گروگان گیران اتباع خارجی اند و متنفذین قومی هم که با آنان صحبت کرده اند، از طریق ترجمان صحبت کرده اند. به گفته­ی مسئولین شورای ولایتی زابل، گروگان گیران در بدل آزادی مسافران خواهان رهاشدن تعداد 12 تن از افرادشان اند که در بند دولت به سر می برند. خواستِ که تاکنون از طرف دولت پذیرفته نشده است. دولت نگران است که مبادا با تبادله شدن این افراد با مسافران، مساله گروگان گیری به یک رسم و یک فرهنگ تبدیل شود. چیزی که داکتر عبدالله رئیس اجرایی در حضور خانواده های مسافران در پارک زرنگار بیان داشت همین را می رساند.
در سوی دیگر، اجتماعات و جلسات گسترده اعتراضی در نقاط مختلف کشور و جهان روز به روز برگزار می گردد. همه از حکومت می خواهند مسافران گروگان گرفته شده را به خانه های شان برگرداند. پس از گذشت مدتی که این مسافران به گروگان گرفته شدند، تقریباً روزی نیست که در آن حرکت ها و تجمعات اعتراضی به خاطر آزادی مسافران برگزار نشود. این اعتراضات به حدی گسترده و فراگیر است که مرز آن از سطح ملی گذشته و حتی برخی از شخصیت هاو سناتوران خارجی نیز در صفوف این اعتراضات پیوسته و همه با یک صدا و یک هدف، خواهان آزادی مسافران گروگان گرفته شده هستند. گستردگی این اعتراضات و حرکت های مدنی که به صورت دوامدار انجام می پذیرد، همواره در حال افزایش است.
به این صورت، دو نکته روشن است، دریک طرف گروگان گیرها قرار دارند که با دربند کشیدن تعدادی از شهروندان بیگناه خواهان رهایی افراد خود هستند و در طرف دیگر، دولت و حرکت های گسترده و پیگیری مردمی که صدای اعتراض بلند کرده اند و می خواهند مسافران رها شوند. در  این میان نقش دولت بسیار مهم است، زیرا که مردم به همین دولت رای داده اند و انتظارشان هم از دولت همین است که دولت هرچه زودتر برای رهایی مسافران اقدام کند. بدون شک گروگان گیران هم به همین دلیل این مسافران را گروگان گرفته اند که مربوط به همین سرزمین و همین دولت اند.
حالا پرسش این است که آیا حکومت به خاطر رهایی مسافران از بند ربایندگان، افراد آنان را آزاد می کند، یا نه، یا آن طوری که رئیس اجرائیه گفته است نمی خواهند با عمل کردن به خواست گروگان گیران، گروگان گیری به یک فرهنگ تبدیل شود. به این شکل، هنوز معلوم نیست که دولت این مساله را چگونه خاتمه می دهد، آیا از مذاکرات متنفذین حمایت کرده و مسافران را با افراد گروگان گیران تبادله می کند و یا بازهم برای رهایی مسافران عملیات نظامی راه اندازی می کند.
در این جا، دو نکته دیگر قابل دقت است، اول این که حکومت به عنوان حافظ امنیت و جان مردم  مکلف است از هر راه که شده مسافران گروگان گرفته شده را از بند رها سازد. زیراکه این حق شهروندی مسافران است، آنان به عنوان اتباع این کشور  حق دارند که از دست هراس افگنان آزاد شوند و زندگی شان نجات داده شود.
دوم، عدم تمایل که در این رابطه برای تبادله آن ها با افراد گروگان گیران از سوی حکومت اذعان شده است، موجه نمی نماید. به خاطر که این اولین باری نیست که هراس افگنان برای آزادی افراد شان از نزد حکومت، دست به چنین کارهای بزنند. در گذشته نیز مواردی زیادی وجود داشته که آنان کسانی را به گروگان گرفته اند و سپس به خاطرآزادی آنان مطالبات و خواست های را مطرح کرده اند. حتی در مواردی متعددی هم به خواست ها و مطالبات آن ها رسیدگی شده تا کسانی که به گروگان گرفته شده بودند، از قید آنان رها ساخته شدند.
گذشته از آن، اگر حکومت نگران است که نباید با تبادله این مسافران، تندروانِ آزاد شده به صفوف مخالفین مسلح بپیوند و بر علیه دولت بجنگند، این نگرانی نیز نمی تواند قابل پسند باشد. زیرا که در گذشته مواردی زیادی وجود داشته که در آن تعدادِ کثیری از دشمنان صلح و ثبات افغانستان از زندان ها آزاد شده اند و سپس آن ها به صورت مستقیم به جبهات جنگ رفته اند.
اکنون که حد اقل موضوع حفظ جان 31 نفر مطرح است است، که عواطف میلیون ها انسان در نقاط مختلف کشور و جهان با آنان گره خورده است.
حالا اگر به خاطر بازگشت دوباره تروریسان(که هراس افگنان خواهان رهایی آن ها هستند)، به میادین جنگ نگرانی وجود دارد، بازهم این مسافرانِ گروگان گرفته شده نباید قربانی شوند.
آن طوری که خود مقام های دولتی گفته اند و متنفذان مردمی نیز بیان داشته اند، این مسافران فعلا در بند خارجی ها به سر می برند. ممکن است در اول از سوی طالبان محلی گرفتار شده باشند، هرچه باشد، این ها(کسانی که دست به گروگان گیری وهراس افنگی می زنند) دشمنان مردم افغانستان اند و دارند وحدت ملی و ثبات کشور را آسیب می رسانند. از این رو، این ها برای دولت و ملت افغانستان یک معضل و یک مساله کلان ملی است و اگر قرار باشد از شرارت ها و اعمال هراس افگنانه­ی آن ها جلوگیری گردد، باید منابع و بسترهای حمایتی و جنگی آنان مورد حمله قرار گرفته و نابود گردد.
در غیر آن اگر با این گروه های تروریستی که بخش زیادی از آن ها به دلیل حملات نیروهای پاکستان در مناطق قبایلی وزیرستان به افغانستان آمده اند، برخورد جدی صورت نگیرد و از کشور بیرون رانده نشوند، ممکن است دست به جنایت ها و تحرکات بیشتری بزنند.
در این شرایط، که منطقه را حرکت های بنیادگرایانه­ی جدیدی تهدید می کند، این هراس افگنان می توانند با تکرار همچون اعمال، مشکلات و چالش های فروانی برای دولت و مردم افغانستان ایجاد کنند.
بنابراین، ایجاب می کند که دولت برای نجات مسافران گروگان گرفته شده از هرگزینه و راه ممکن استفاده کند، اگر عملیات نظامی نتیجه بخش است، عملیات نظامی راه اندازی نماید و یا همینطور هر راهِ دیگری که مناسب است، و الا، با ادامه این گونه برخورد که آن را حکومت سکوت استراتژیک نامیده است، آزادی مسافرانِ گروگان گرفته شده به تاخیر افتاده وحتی ممکن است به ضرر آن ها هم تمام شود. در آن صورت، پیامدهای اجتماعی آن برای حکومت وحدت ملی که هنوز درگیر مشکلات و چالش های درونی است، غیر قابل پیش بینی خواهد بود. چه این که این مساله، همانطوری که حالا با گستردگی و جدیت از سوی فعالین و جریان های مردمی پیگیری می شود، بعد از آن نیز پییگری خواهد شد.

۱۳۹۳ اسفند ۱۷, یکشنبه




دیده‌‌بان حقوق بشر: خشونت‌ها علیه خبرنگاران آزادی بیان را در افغانستان به مخاطره می‌اندازد



سازمان دیده‌بان حقوق بشر با انتشار گزارشی از وضعیت خبرنگاران در افغانستان ابراز نگرانی کرده می‌گوید که خشونت‌ها علیه خبرنگاران در این کشور دست‌آوردها در زمینه آزادی بیان را به مخاطره می‌اندازد.

۱۳۹۳ اسفند ۱۲, سه‌شنبه




فشار افکار عمومی، عملیات برای رهایی مسافران هزاره




کابل پرس: بالاخره پس از چند روز، سکوت معنا دار حکومت افغانستان، فشار افکار عمومی باعث شد که نیروهای نظامی افغانستان وارد عمل شده و عملیاتی را برای آزادسازی 30 مسافر هزاره روی دست بگیرند. در حالی که نیروهای امنیتی محلی می توانستند براحتی و در همان ساعات اولیه ی آدم ربایی عملیات آزاد سازی را شروع کرده و با موفقیت به پایان برسانند.
در این چند روز با وجود بی اعتنایی مقامات بلند پایه، افکار عمومی باعث شد تا حکومت هم در مورد فاجعه ی انسانی پنجشیر واکنش نشان دهد و هم پس از چند روز تاخیر بی مورد، فرمان عملیات نظامی را صادر کند. این عملیات نظامی شب گذشته، در ولایت زابل آغاز شده است.
جنرال باز محمد جوهری در آخرین خبری که در صفحه ی فیسبوک خود نوشته چنین آورده است:
کشته شدن قوماندان حکمت الله همت که مستقیم به گروگان گیری 30 نفر مسافر در زابل دست داشت با 40 نفر دیگر از افراد شان را به مردم افغانستان و خانواده این 30 نفر تبریک می گویم، وی که از فرماندهان کلان طالب و فعلا نام داعش را بر خود مانده بود امروز در نتیجه عملیات قوای شجاع امنیتی کشور مخصوصا قوای خاص و کماندو در خاک افغان کشته شدند.